العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)
257
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)
بواسطه قصورى كه از معرفت ائمه عليهم السّلام داشتهاند و عاجز از درك مقام و شأن عالى آنها بودهاند به همين جهت بسيارى از راويان را مورد حمله و عيبجوئى قرار دادهاند چون نقل بعضى از معجزات شگفت انگيز ائمه را نمودهاند تا بجايى رسيده كه بعضى گفته اين هم از غلو شمرده مىشود كه سهو را از ائمه دور بدانند و يا اعتقاد باينكه ائمه عالم بگذشته و آينده و چيزهاى ديگرند با اينكه اخبار زيادى رسيده كه در باره ما معتقد بخدائى نشويد آنگاه هر چه مايليد بگوئيد باز هم بمقام واقعى ما نخواهيد رسيد و خبر ديگرى كه فرمودهاند ان امرنا صعب مستصعب لا يحتمله الّا ملك مقرب او نبيّ مرسل او عبد مؤمن امتحن اللَّه قلبه للايمان امر ما مشكل و بس دشوار است تاب آن را ندارد مگر ملكى مقرب يا پيامبرى مرسل و يا بندهاى كه خدا دلش را براى ايمان آزمايش نموده . و در خبر ديگرى است « لو علم ابو ذر ما في قلب سلمان لقتله » اگر ابو ذر بداند در قلب سلمان چه چيز است هر آينه او را خواهد كشت و خبرهاى ديگرى كه گذشت و خواهد آمد . بناچار مؤمن نبايد فورى رد كند رواياتى را كه در فضل و منقبت و معجزات آنها رسيده مگر چيزى ضرورت دين آن را باطل كند يا دليل قاطعى داشته باشيم و يا آيات و اخبار متواترى بر خلاف آن رسيده باشد چنانچه در باب تسليم توضيح داده شد . اما تفويض داراى چند معنى است كه بعضى از آن معانى را نبايد به ائمه نسبت داد و بعضى در باره آنها صادق است از نوع اول است كه تفويض بائمه شده آفرينش و رزق و تربيت و ميراندن و زنده كردن . گروهى معتقدند كه خداوند ائمه را خلق نموده و امر آفرينش را در اختيار آنها قرار داده آنها مىآفرينند و روزى ميدهند و ميميرانند و زنده ميكنند اين چنين گفتارى دو وجه دارد . اول - اينكه معتقد شويم چنين كارها را با قدرت و اراده خود انجام ميدهند